شمارهٔ ۵۶۴ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
ترکش کش او چشم سیاهی که تو داری
جوشن در صبر است شکیبنده دلان را
رخساره چون پنجه ماهی که تو داری
بر قدرت خود تکیه کند حسن چو گردد
صیقل گرمه طرف کلاهی که تو داری
بر یوسفیت حسن گواه است و عجب نیست
صد دعوی ازین به گواهی که تو داری
به نما به ملک روی که سازد ز رقابت
در نامه من ثبت گناهی که تو داری
ز آلودگی بال ملایک به حذر باش
ای اشگ جگرگون سر راهی که تو داری
در بزم سبک میکندت محتشم امشب
بیلنگری شعلهٔ آهی که تو داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره زیبایی و ویژگیهای خاصی است که شخصی به نام حسن دارد. شاعر به جذابیت چشمها، پوست و شخصیت صبور او اشاره میکند و از قدرت و شکوه حسن سخن میگوید. در ادامه، او به مقام و منزلت حسن به عنوان فردی یوسفگونه اشاره میکند که مورد تحسین است. شاعر هشدار میدهد که حسن باید از آلودگیها و مشکلات دوری کند و از لذتهای دنیا نیز بیپروا نمیشود. در نهایت، اشاره به این دارد که حسن با وجود همه زیباییها و صفات خوب، در فضایی خاص و با زیباییهای درونیاش قرار دارد.