شمارهٔ ۵۷۴ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
امشب افکند به سویم نظر معشوقی
امشب از چشم سیه چاشنی غمزه فشاند
که نظر کرد به سویم ز سر معشوقی
امشب از پای فتادم که پیاپی میکرد
در دل من گذر از رهگذر معشوقی
امشب از من حرکت رفت که بیش از همه شب
یافتم در حرکاتش اثر معشوقی
از کمر بستنش امروز یقین شد که حریف
بهر من بسته به دقت کمر معشوقی
نوبر باغ جمالست که پیدا شده است
از نهال قد آن گل ثمر معشوقی
...
زنده مانم چو در آمدز در معشوقی
محتشم مژده که پیک نظر آزادیست
به دل از مصر جمالش خبر معشوقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش میباشد. شاعر در این هر شب، با اشاره به زیبایی و جذابیت معشوقش، از تجربههای شیرین و تأثیرگذار این عشق مینویسد. او به روشنی میگوید که چگونه نگاه معشوقش او را تحت تأثیر قرار داده و حتی باعث افتادن او شده است. همچنین از کمر بند زدن معشوقش به عنوان نشانهای از دقت و توجه به او یاد میکند و به زیباییهای او که مانند گلی در باغ است، اشاره میکند. در نهایت، شاعر امیدوار است که همچنان زنده بماند و به محض ورود معشوق به زندگیاش، احساس آزادی کند.