نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۳ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی

اقبال ولیخا نیست اقبال ولیخانی

جز وی به که داد ایزد در سلک سرافرازان

اقبال شهنشاهی در مرتبهٔ خانی

مخلوق به این نصرت ممکن نبود گویا

موجود به شکل او شد نصرت ربانی

آن ضبط و پی افشردن در ضبط اساس ملک

بعد دو جهانی داشت از طاقت انسانی

سلطانی و خانی را شرمست ز شان وی

آن منصب دیگر را حق داردش ارزانی

در ملک سخا جاهیست کانجا به رضای او

یک مورچه می‌بخشد صد ملک سلیمانی

از دور فلک دورش دور است که بی‌جنبش

دست دگرست اینجا در دایره گردانی

در مدح ولیخان باد برپا علم کلکش

تا محتشم افرازد رایات سخن رانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش اقبال و نسبت او به مقام‌های بزرگ مانند شاهی و خان‌سالاری می‌پردازد. او اقبال را از دیگران برتر دانسته و موجودی با ویژگی‌های خاص می‌داند که حتی به شکل او نیز نصرت ربانی ممکن است. شاعر بیان می‌کند که سلطنت و خان‌سالاری در برابر مقام اقبال شرمنده است و او شایسته بهترین منصب‌ها است. همچنین، به سخاوت و عظمت اقبال در جهانی اشاره می‌کند که حتی کوچکترین مخلوق نیز در آن مورد لطف و بخشش قرار می‌گیرد. در نهایت، شاعر از دیگران می‌خواهد که علم و پرچم اقبال را برپا دارند و به ستایش او بپردازند.