شمارهٔ ۵۸۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
نبردی دل ز من تا جانسپاریهای من بینی
ندادی اختیار کشتن من ترک چشمت را
که در جان باختن بیاختیاریهای من بینی
دگرگون حال زان خالم نکردی تا حسودان را
بر آتش چون سپند از بیقراریهای من بینی
گران بارم نکردی از غم مردآزمای خود
که با نازکدلیها بردباریهای من بینی
نشد در جام بهر امتحانم بادهٔ وصلت
که با چندین هوس پرهیزگاریهای من بینی
به قصد جان نخواندی دادی از نقد وفا بر من
که در نرد محبت خوشقماریهای من بینی
نکردی محرم رازم که بهر امتحان هم خود
به غمازی درآیی رازداریهای من بینی
نکردی ذکر خود را زیور لفظم که چون خوانی
کتاب عاشقان را یادگاریهای من بینی
نشد کاری به جنبش کلک فکر محتشم یعنی
نگار من شوی دیواننگاریهای من بینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از او میخواهد که از زخمهای عاطفی و احساساتش آگاهی یابد. او اشاره میکند که اگر محبوبش سعی کند تا بارها و چالشهای عشقاش را درک کند، به عمقِ درد و لذتهایش پی خواهد برد. با تکرار مضامین عشق، وفا، و دردهای ناشی از جدایی، شاعر به زوایای پنهان عشق و شفافیت احساساتش اشاره میکند و میگوید که محبوبش نتوانسته به خوبی رازهای دل او را درک کند. این اثر به لمس عواطف انسانی و نیاز به فهم و ارتباط عمیق در روابط عاشقانه میپردازد.