شمارهٔ ۵۹۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
در جسم پاک حور است روح فرشته گوئی
بستست خطش از نو دیباچهای که گویا
هست آیت نخستین از مصحف نکوئی
گر کار خوبی از پیش رفتی به محض صورت
میکرد نقش دیوار دعوی خوب روئی
شغل طبیعت اوست در عین خشم و اعراض
زان نرگس سخن گو دزدیده عذر گوئی
در کامیابی توست سعی از تو بیش ما را
در قتل ماچه لازم چندین بهانه جوئی
در جستجوی ما نیست هیچت تعلل اما
گاهی که جمع گردید اسباب تندخوئی
بوی بهشت دارد این باغ اگرچه حالا
در وی مشام جان راست وقت بنفشه بوئی
در پاکدامنیها دخلی ندارد اما
مانند خرقه پوشان دامان خرقه شوئی
هان محتشم درین راه سر نه که سالکان را
مشکل بود به این پا راه نیاز پوئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و خوبی صورت و سیرت انسانها اشاره دارد و از لطافت ظاهری و معنوی آنها سخن میگوید. شاعر بیان میکند که خط و نشانهای روی چهره نشاندهنده آیت زیبایی است و به خوبیها اشاره میکند. همچنین، مسألههایی چون خشم و برخورد ناپسند را در رفتار انسانها بررسی میکند و به نقش انسانها در خوشبختی و کامیابی اشاره دارد. در نهایت، شاعر به تلاش و جستجوی انسانها در راه نیاز و معرفت تأکید میکند و میگوید که این مسیر برای سالکان دشوار است.