شمارهٔ ۶۰۱ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
هنوزت به ما کینه برجاست گویی
هنوزت سر کشتن ماست گویی
هنوزت به این کشته ناپشیمان
سر جنگ و آهنگ غوغاست گویی
هنوزت ز کین صورت خشم پنهان
در آیینهٔ چهره پیداست گویی
هنوزت به دشنام من پیش خوبان
لب تلخ گفتار گویاست گویی
هنوز استمالت دهت در عذابم
بدآموز آزارفرماست گویی
هنوز اندران خاطر اسباب کلفت
ز دیرینگیها مهیاست گویی
کسی این قدر تاب خواری ندارد
دل محتشم سنگ خاراست گویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس کینه و تنش ادامهدار بین شاعر و شخصی دیگر اشاره دارد. شاعر میگوید که هنوز آثار کینه در دل آن شخص باقی است و او همچنان به فکر انتقام و جنگ است. همچنین، حس خشم و ناراحتی شخص در چهرهاش نمایان است و کلمات تلخی که شاعر از او میشنود، نشاندهندهی عمیق بودن این کینه و آزار است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که کسی توان تحمل این خفت و ذلت را ندارد و دلش از این وضعیت آزرده است.