شمارهٔ ۷۵ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
این صید هنوز نیم رام است
این کار هنوز ناتمام است
این ماه هنوز نو طلوع است
این نخل هنوز نو قیام است
تیغش رقم حیات بزدود
با آن که هنوز در نیام است
در هفت زمین تزلزل انداخت
سروش که هنوز نوخرام است
یک باره نگشته گرم جولان
کش باره هنوز نو لجام است
در محمل ناز مطمئن نیست
کش ناقه هنوز بیزمام است
دیگ هوس ز آتش اوست
در جوش ولی هنوز خام است
لطفش به من از کسان نهانست
این لطف هنوز لطف عام است
دیوان منگار محتشم زود
کاین نظم هنوز بینظام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف حالاتی ناتمام و در حال تکامل میپردازد. شاعر به تصاویری از چیزهای ناقص و نیمهآمده اشاره میکند، مانند صید ناتمام، ماه تازه طلوع کرده، و نخل جوان که هنوز ایستاده است. او از تزلزل و ناپایداری در زمینها میگوید و به نکات ظریف و لطیفی اشاره میکند که هنوز کامل نشدهاند. در کل، شعر حالتی از انتظار و نشانههای اولیه را به تصویر میکشد، گویی همه چیز در حال شکلگیری است و تمام نشده است.