شمارهٔ ۸۰ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
پیش تیرت دو دل امروز نشان ساخته است
در حضور تو و رسوای دگر غمزه مرا
از اشارات دو ابرو دو زبان ساخته است
هر نگاهت ز ره شعبده یک پیک نظر
به دو اقلیم دل از سحر روان ساخته است
جنبش گوشه ابروی تو در پهلوی غیر
پردلی را هدف تیر و کمان ساخته است
در مزاج تو اثر کرده هوائی و مرا
سرعت نبض گمانی که از آن ساخته است
نظر غیر که پاس نگهم میدارد
چهرهٔ راز مرا از تو نهان ساخته است
میتوان ساختن از دیدهٔ غماز نهان
نیم نازی که اسیر تو بدان ساخته است
غیر اگر جرعهای از پند ندادست تو را
سرت از صحبت یاران که گران ساخته است
غم عشق تو که خو کرده به جانهای عزیز
سخت با محتشم سوخته جان ساخته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر شاعر است. شاعر با استفاده از استعارهها و تمثیلها به وصف چشمان و ابروهای معشوق میپردازد که مانند تیر و کمان دل را هدف قرار میدهند. همچنین، احساسات شاعر، از جمله عشق و غم ناشی از آن، در برابر زیبایی معشوق به تصویر کشیده شده است. در انتها، شاعر به این موضوع اشاره میکند که عشقش به معشوق و اثرات آن بر زندگیاش غیرقابل انکار و عمیق است.