شمارهٔ ۸۱ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
میتواند کرد با او آن چه با من کرده است
عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست
دیدهای کان سست عهد امروز روشن کرده است
کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان
شاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است
یک جهت تا دیدهام با غیر آن بیدرد را
غیرتم از صد جهت راضی به مردن کرده است
مردهٔ ما راهنوز از اختلاط اوست عار
کان مسیحا دم ز وصلش روح در تن کرده است
وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن
خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است
محتشم رخش ترقی بین که آن رعنا سوار
آهوی شیرافکنش را روبه افکن کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حسرت و غم شاعر نسبت به محبوب میپردازد. شاعر از زیبایی و قدرت محبوب سخن میگوید و احساس میکند که او میتواند با دیگران همان کارهایی را بکند که با او انجام داده است. او به چشمان خود که از غم و گریه نابینا شدهاند، اشاره میکند و از بیوفایی و سستعهدی محبوب ناراحت است. در نهایت، شاعر از آلودگی و افتخار به محبوبی سخن میگوید که در زیبایی و جذابیت خود، تاثیرات عمیقی بر دیگران میگذارد.