شمارهٔ ۸۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است
از خود نگشته است به کس آشنا دلی
راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است
تاره به جام خانه چشمم فکند عکس
این خانه از پری چو پری خانه پر شده است
از جرعهای که ریخته ساقی به جام ما
گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است
رگهای جانم از گرهٔ غم به ذکر هجر
چون رشتهای سجه صد دانه پر شده است
عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات
قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است
گردد مگر به وصف تو مقبول اهل طبع
دیوان محتشم که ز افسانه پر شده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به وصف عشق و حال و هوای عاشقان در یک خانه خاص میپردازد. او میگوید که این خانه پر از عاشقان شده و عشق در آن به یک دارالشفا تبدیل شده است. دلها در پی وصل دیگران هستند و از غم هجر رنج میبرند. چشم شاعر در جستجوی عشق به تصویر زیبایی نظاره میکند و فضای خانه پر از زیبایی و پری مانندی است. همچنین از نعره و شور مستانه سخن میگوید که نشاندهنده حالتی شاد و پرانرژی است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که وصف عشقش ممکن است مورد پسند و توجه اهل ذوق قرار بگیرد.