نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

مهر که سرگرم مه روی توست

مشعله گردان سر کوی توست

مه که بود صیقلیش آفتاب

آینه‌دار رخ نیکوی توست

سرو جوان با همه آزادگی

پیر غلام قد دل جوی توست

غنچه که گوئی دهنش گشته گوش

نکته کش از لعل سخنگوی توست

مشگ ختن کامده خاکش عبیر

خاک ره جعد سمن بوی توست

آهوی شیرافکن چشم بتان

تیر نظر خوردهٔ آهوی توست

مرغ دل محتشم خسته را

خانه کمانخانهٔ ابروی توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، ویژگی‌های معشوق را توصیف می‌کند. به عنوان مثال، ماه را به عنوان نماد زیبایی و آفتاب را آینه‌ای برای رخسار معشوق می‌داند. همچنین، او شباهت سرو آزاد به معشوق و غنچه را که سخن می‌گوید، به لب‌های او مرتبط می‌کند. بوی خوش و زیبایی‌های طبیعی مانند خاک، آهو و مرغ دل نیز همه به زیبایی و ویژگی‌های معشوق اشاره دارند. در مجموع، این ابیات نشان‌دهنده عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوقش است.