شمارهٔ ۱۰۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
همان اوج دولت شاه یحیی
که پروازش گذشت از ذروهٔ ماه
به تنگ آمد دلش ناگه ازین بوم
ز هم پروازی اقران و اشباه
چو بود از زمرهٔ همت بلندان
ز شاخ سدره گردید آشیان خواه
چو بیرون از جهان میرفت میگفت
زبان هاتفان الخلد مثواه
چو او را جان برآمد برنیامد
ز جان خلق غیر از آه جانکاه
چو تاریخش طلب کردم خرد گفت
برون شد شاه یحیی از جهان آه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اوج قدرت و مقام شاه یحیی اشاره میکند که در اوج، از زندگی در این دنیا خسته میشود. او با دیدن همت بلند دیگران، احساس ناامیدی کرده و تصمیم به ترک این جهان میگیرد. در نهایت، زمان مرگش نزدیک میشود و آهی عمیق از دل برمیآورد، بیانگر جدایی از دنیا و درک تاریخ حیاتش.