نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای نمایان سهیل اوج وجود

کافتاب سپهر ایجادی

وی همایون نگین خاتم جود

که چو حاتم به بذل معتادی

دل ویران هرکه بود نهاد

ز التفات تو رو به آبادی

در ترازوی جود سنگ سبک

بهر هیچ آفریده ننهادی

لیک نوبت به دوستان چو رسید

تو به راه تغافل افتادی

وه چه گفتم تو حاتم ید جود

از کرام داد حاتمی دادی

آشکارا اگر چه بر رخ ما

در احسان خویش بگشادی

خدمت چند روزهٔ ما را

دستمزد نکو فرستادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش شخصیتی بزرگ و بخشنده به نام "سهیل" می‌پردازد. شاعر او را به عنوان خورشید خلاقیت و نمونه‌ای از بخشش معرفی می‌کند. او به ویژگی‌های نیکی و سخاوت این فرد اشاره می‌کند و او را با حاتم طایی مقایسه می‌کند. شاعر به یادآوری می‌آورد که در زمان نیاز، این شخصیت همواره به یاری دوستان خود می‌شتابد و به آن‌ها کمک می‌کند. در نهایت، شاعر از خدمات این فرد قدردانی کرده و به طرز محترمانه‌ای آن‌ها را توصیف می‌کند.