نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

هر هنر من که زانگیز طبع

در نظر عقل شود جلوه‌گر

خصم بداندیش حسد پیشه را

ناوکی از رشک رسد بر جگر

طوطی شیرین عمل نطق من

کام جهان را چو کند پرشکر

چاشنی آن به مذاق حسود

چون رسد از زهر بود تلخ‌تر

ز آب و هوای چمن طبع من

چون شود اشجار سخن پرثمر

بی جهتی ناخن دخل غنیم

میوه خراشی کند از هر شجر

طایر عنقا لقب درک من

بیضهٔ معنی چو کشد زیر پر

خصم سیه‌رو کندش زاغ نام

روح قدس گر زند از بیضه سر

جنبش دریای خیالات من

افکند از تک چو به ساحل گوهر

مدعی آن لل شهوار را

گاه خزف خواند و گاهی حجر

ابر مطیر شکرین کلک من

بر چمن دهر چو ریزد مطر

دوست خورد نیشکر از فیض آن

زهر گیا دشمن حیوان سیر

محتشم اندر نظر عیب جو

عیب تو این است که داری هنر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بررسی تأثیر هنر و خلاقیت بر روی انسان‌ها و حسادت کسانی می‌پردازد که توانایی‌های دیگران را نمی‌پذیرند. او بیان می‌کند که هر هنرمند می‌تواند با آثارش عقل و آگاهی را به چالش بکشد و حسادت بداندیشان، چون زهر، بر قلبشان می‌نشیند. در این میان، نطق و گفتار زیبا همچون طوطی است که شیرینی زندگی را افزایش می‌دهد، اما برای حسودان طعمی تلخ دارد. شاعر همچنین به تشبیه‌های دیگری می‌پردازد، از جمله میوه‌های پرثمر و تفکر عمیق که به روح و خیال او جان می‌دهد. با این حال، حسودان تنها عیوبی را می‌بینند و در حقیقت عیب بزرگ آن‌ها این است که توانایی هنر را در دیگران نمی‌بینند.