شمارهٔ ۵۰ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ز ارباب دنیا که دارد جهان
به ذات جهاندارشان افتخار
اجل را پی غارت نقد جان
چو با میرزا احمد افتاد کار
در آن ماتم از دست غم چاک شد
لباس سکون بر تن روزگار
چو از نامجویان نزد خیری
به آیین او نبوت اشتهار
برای زمان سفر کردنش
ازین دار فانی بدارالقرار
شود تا دو تاریخ یکسان عدد
در آحاد اخوات آن آشکار
بگو آه از آن خیر نامجو
بگو وای از آن تاجر تابدار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زندگی و مرگ اشاره میکند. او از ارباب دنیا و افتخار به قدرت و ثروت صحبت میکند و به ناگزیری مرگ و غارت جان اشاره دارد. در ماتمی که به وجود آمده، آرامش روزگار از دست رفته و با یادآوری شخصیت خیری که به نبوت مشهور است، اهمیت سفر به دنیای دائمی بیان میشود. شاعر در نهایت از وضع خیر نامجو و تاجر تابدار به حسرت یاد میکند.