نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سرا سروران جد اعلای تو

محمد رسول امین کریم

که از بس به خلق خداوند بود

به نام خود او را رئوف و رحیم

گران سنگ شد لنگر حلم او

به خفت کشیدن ز خضم لعیم

به میراثش اکنون تو را می‌رسد

تحمل باعدا ز خلق عظیم

که از زمرهٔ عترت وی توئی

که ذاتت حلیم است و طبعت سلیم

غرض کز جهالت به خدام تو

که می‌گفت اگر خصم بی‌ترس و بیم

به حملش ز در دور کردی چنان

که شرمنده برتافت روزان حریم

بدان سان که از کعبهٔ دل شود

بلا حول آواره دیو رجیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش مقام والای حضرت محمد (ص) و ویژگی‌های نیکو و انسانی ایشان می‌پردازد. شاعر با اشاره به رحمت و حلم پیامبر و تاثیر او بر انسان‌ها، به نسل ایشان اشاره کرده و به صفات نیکو و سلیم آنها اشاره می‌کند. همچنین اشاره‌ای به افرادی دارد که در گذشته به او جفا کرده‌اند و پیامبر را مورد بی‌احترامی قرار داده‌اند، اما انتقام‌جویی و پاسخ به آنها را بر عهده خداوند می‌گذارد. در نهایت، با نگاهی به جایگاه والای پیامبر و خاندان او، اهمیت رعایت ادب و احترام در برابر ایشان را یادآور می‌شود.