شمارهٔ ۷۷ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو خواجه میر حسن آن جهان عز و وقار
ازین جهان به جهان دگر گرفت وطن
وز آشیان بقا شاهباز همت او
هوای خلد برین کرد ازین خجسته چمن
سرشک ماتمیان در عزای او گردید
چو سیل حادثه در بر و بحر شورافکن
خرد چو خواست ز هم اسم او به ایمائی
شود وسیله تاریخ او بوجه حسن
به عقل گفت که خوش دایهایست عمر ولی
گذشت از سر این دایه خواجه میرحسن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره شخصیت و مقام خواجه میرحسن است که از جهان مادی به دنیای دیگر منتقل شده است. او با ویژگیهای برجستهای چون عزت و وقار شناخته میشود و پس ازDeparture از این دنیا، جای خود را در جهان دیگر به دست آورده است. مرگ او موجب ایجاد حزن و اندوه در میان دیگران شده و در این متن به تاثیرگذاری او در تاریخ و نوع نگرش به زندگی اشاره شده است. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که با وجود عمر طولانی و خوشایند، خواجه میرحسن از این دنیای فانی گذر کرده است.