نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ - مرثیه در شهادت میر معصوم گوید رحمه‌الله محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

امیر اعدل اعظم پناه ملک و ملل

ملاذ اهل جهان کارساز اهل زمان

ملک مواکب انجم سپاه مه رایت

فلک سرادق کرسی بساط عرش ایوان

سپهر مرتبهٔ معصوم بیک آن که رساند

صدای کوس تسلط به گوش عالمیان

ز ملک خود سفر حج گزید با خلقی

که مثل او گوهری در صدف نداشت جهان

سلالهٔ نبوی شمع دوده صفوی

صفای دودهٔ آدم خلاصه انسان

سرآمد علما تاج تارک فضلا

دلیل وادی دین هادی ره عرفان

لطیف طبع و زکی فطرت و صحیح ذکا

دقایق آگه و روشن دل و حقایق دان

فرشتهٔ هیات و خوش منطق و صحیح کلام

بلیغ لفظ و معانی رس و بدیع بیان

رفیع مرتبه خان میرزا که پس خرد

به حسن فطرت او در جهان نداد نشان

در آن سفر که به جز اهل خدمت ایشان را

نبود یک تن از انصار و یک کس از اعوان

لباس حج چه در احرام گاه پوشیدند

به جای خود و زره بی‌خبر ز تیغ و سنان

سنان و تیغ از آن جسمهای جان‌پرور

برآن خجسته زمین خون فشان و خون‌باران

هم از شهادت ایشان فلک دگر باره

نمود واقعهٔ کربلا به پیر و جوان

هم از مصیبت آن سروران به نوحه نشست

زمانه با دل بریان و دیدهٔ گریان

درین قضیه چو تاریخ خواستند ز من

ز غیب داد یکی این دو مصرعم به زبان

نموده واقعهٔ کربلا دگر باره

عجب که تا با بدنوحه بس کند دوران

تو ای رفیق زهر مصرعی به جو تاریخ

که من به گریهٔ رفیقم مراچه فرصت آن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف امیر اعدل اعظم، یک شخصیت برجسته تاریخی است که به عنوان پناه ملک و ملل شناخته می‌شود. او در سفری به حج، با جمعی از مردم رفت که در میان آن‌ها هیچ‌کس به بزرگی او نبود. او از نسل پیامبر و از خانواده صفویان است و در میان علما و فضلا دارای مقام ارجمندی است. شاعر توصیفاتی از او ارائه می‌دهد و بر ویژگی‌های مثبت او، مانند لطافت طبع و صحت ذکا، تأکید می‌کند. سفر او به حج با تمام زیبایی‌ها و اهمیتش، به یادآورنده وقایع عاشورا و کربلا است. شاعر از عشق و اندوه مردم نسبت به آن واقعه و تأثیر آن بر افکار و احساسات آنان صحبت می‌کند. همچنین اشاره می‌شود که این رویداد تاریخی بار دیگر با شهادت‌های جدید در حافظه تاریخی زنده می‌شود. در نهایت، شاعر درباره تأثیرات غم‌انگیز این وقایع بر زمانه و دل‌های مردم اشاره می‌کند.