شمارهٔ ۸۹ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نخل باغ دل امیر گلرخ نسرین عذار
کز خط او داشت خجلت سنبل اندر بوستان
از سموم مرگ چون گلبرگ پژمرده شده
خط نو بود اندکی پیرامن رویش عنان
از اجل مهلت اگر مییافت تا سال دگر
آن زمان تاریخ او میشد امیر نوخطان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و لطافت شخصی به نام امیر میپردازد که چهرهاش شبیه به گل و عطرش مانند نسرین است. او به وضوح از جذابیت و زیبایی امیر در میان باغ اشاره میکند و میگوید که خطی که بر چهرهاش است، به او زیبایی خاصی بخشیده است. اما با این حال، از ناامیدی و زوال ناشی از مرگ نیز صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که اگر امیر فرصتی برای زندگی بیشتر داشت، میتوانست به اوج زیبایی و شکوفایی خود برسد.