شمارهٔ ۹۱ - قطعه محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ذوق مشکل که گذارد دو نفس زنده مرا
گر شود یک نفس آن گوهر نایاب ز من
از رخ و ابروی او روی نتابم به خدا
رو بتابند اگر قبله و محراب ز من
محتشم گر به رفاقت شود آن بت مهمان
از تو دین و دل و دانش دگر اسباب ز من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را بیان میکند و نشان میدهد که عشق و زیبایی معشوق برایش چقدر اهمیت دارد. او میگوید اگر یک لحظه از وجود معشوق دور شود، به اندازهای برایش سخت خواهد بود که نمیتواند تحمل کند. همچنین، تاکید میکند که حتی اگر زیباییهای چهره و قامت معشوق به او نتابد، عشق او همچنان در دلش خواهد بود. شاعر امیدوار است که اگر معشوق به او نزدیک شود، همه چیزهای دیگر برایش بیاهمیت خواهد شد و همه چیز را فدای عشق او میکند. در کل، این شعر نشاندهنده عمق و شدت عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است.