شمارهٔ ۱۱۴ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
زانروی چو منصور همه بر سر دارند
رحم آر به جان و دل این قوم که در عشق
مجروح و دل آزرده و بیمار و نزارند
هیچ است جهان در نظر همت ایشان
غیر از تو کسی در دو جهان هیچ ندارند
با یاد تو شب تا به سحر با دل پرسوز
فریاد ز جان هر نفس از عشق برآرند
کردند شمار همه کس در ره عشقت
از هیچ کسان نیز مرا هم نشمارند
گفتی به نسیمی که به جان طالب مایی
ای دولت آندم که مرا با تو گذارند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوقه اش صحبت میکند و نشان میدهد که عاشقان تنها به عشق او فکر میکنند و در دلهایشان، درد و رنج ناشی از عشق را تحمل میکنند. آنها هیچ چیز دیگری در عالم نمیبینند و همه آرزوهایشان فقط به معشوق مربوط میشود. شاعر همچنین از بیتوجهی دیگران به خودشان در این مسیر عشق گله میکند و به آن معشوقه میگوید که آرزو دارد زمانی را با او بگذراند.