شمارهٔ ۱۱۶ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
چشم از رخت بگو به گل و یاسمن کند
باد از وصال قد تو محروم و بی نصیب
آن دل که میل طوبی و سرو چمن کند
باشد قبول، طاعت بی نفع بت پرست
گر سجده پیش قبله رویت چو من کند
بر زلف عنبرین تو چون بگذرد صبا
عالم پر از شمامه مشک ختن کند
گر در رخ لبت از تو نباشد نشانه ای
کافر چگونه سجده لات و وثن کند
(کو دیده ای که در غم یوسف بود ضریر
تا اکتساب فایده از پیرهن کند)
وصف دهان تنگ تو دانی که را رسد
بیننده ای که از سر دانش سخن کند
هردم سخن کنی و دهانت پدید نیست
نشنیده ام کسی که سخن بی دهن کند
گر جوهری ز گفته من باخبر شود
دیگر کم التفات به در عدن کند
وجه حسن مشاهده کردن بود حسن
منکر چرا نظر نه به وجه حسن کند
هر ساعت از لب تو نسیمی چو دم زند
صد مرده را به بوی تو جان در بدن کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و الهامبخش، زیبایی و جذبهی معشوق را میستاید. او به چشمهای معشوق مانند گل یاسمن اشاره میکند و از دلهایی که به خاطر حضور او در عذابی دائمی هستند، صحبت میکند. در این اشعار، احساسات عاشقانه و آرزوهای وصال به تصویر کشیده میشود و شاعر به طور ضمنی به اهمیت زیبایی ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند. در نهایت، شاعر به قدرت کلمات و سخنان معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی یک بوسه یا لبخند او میتواند زندگی دوبارهای به مردگان ببخشد.