نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند

وین سخن در جان اهل دل سرایت می‌کند

گرچه می‌خواهد که ریزد چشم مستش خون دل

زلفش از روی کرم چندین حمایت می‌کند

شهر دل معمور می‌دارد شه عشقش ولی

لشکر شوقش خرابی در ولایت می‌کند

کی تواند محرم اسرار عشق او شدن

ابلهی کو تکیه بر عقل و کفایت می‌کند

شکر ایام وصال گل چه داند بلبلی

کز جفای خار نالش یا شکایت می‌کند

آنکه مست چشم خوبان نیست ای دل! مجرم است

شحنه عشقش بدین معنی جنایت می‌کند

هست با حق در میان کعبه و دیر و کنشت

چون نسیمی هر کرا فضلش هدایت می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیر عشق و محبت اشاره می‌کند. او ماه را نماد زیبایی معرفی می‌کند که از خورشید می‌تابد و دل‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هرچند معشوق از عشاق خود غمگین است، اما زلفش به نوعی از او حمایت می‌کند. شهر دل به عشق شهید زیبایی معمور است، ولی عشق و شوق به تخریب آن می‌انجامد. شاعر به دشواری‌ها و پیچیدگی‌های عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که کسی که به عقل و دانش خود تکیه کند، نمی‌تواند محرم اسرار عشق شود. او همچنین از حال و هوای وصال و شادی عشق یاد می‌کند و تأکید می‌کند که عشق به انسانی که از زیبایی‌ها بی‌خبر است، جرم است. در نهایت، شاعر به وجود عشق و هدایت الهی در مکان‌های مختلف اشاره می‌کند.