شمارهٔ ۱۱۸ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
می کند، خوب، جفا دلبر ما، چون نکند
خسرو کشور حسن است و ملاحت یارم
جور بر عاشق مسکین گدا چون نکند
دلم از باد صبا بوی سر زلفش یافت
جان فدای قدم باد صبا چون نکند
می کند جور و ز من چشم وفا دارد یار
عاشق دلشده با یار وفا چون نکند
چشم ترکش به جفا خون دلم می ریزد
دلسیاهی که بود مست، خطا چون نکند
آن که شد عاشق ابروی کماندار حبیب
دل و جان را هدف تیر بلا چون نکند
ید بیضای جمالش چو ببیند زاهد
ترک سجاده و تسبیح و عصا چون نکند
هر کرا دیده به شمع رخ او بینا شد
همچو پروانه برش جان به فدا چون نکند
حاجت ما ز در یار، یقین، چون یار است
یار صاحب کرم از لطف عطا چون نکند
جور خوبان جهان چون همه با اهل دل است
با نسیمی ستم آن ماهلقا چون نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در توصیف زیبایی و جذابیت یاری محبوب است که با وجود داشتن ویژگیهای ناپسند و بدجوانی، به نظر شاعر رفتار و جفای او غیرقابل تصور و غیرمنطقی میآید. شاعر تاکید میکند که یار، با وجود اینکه میتواند باعث درد و رنج عاشق شود، اما در دل عاشق به وفا و محبت او اولویت دارد. او همچنین به تأثیر عشق بر دیگران و ضعف معنوی زاهدان اشاره میکند، و نشان میدهد که دیدن زیبایی معشوق میتواند باعث فرو گذاشتن اعمال دینی شود. در نهایت، شاعر به کرم و لطف یار اشاره میکند و میگوید که خواستهها و نیازهای عاشق تنها از درگاه او برآورده میشود.