نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید

دم از این معنی زدن اول مرا خواهد رسید

دوش بر بوی تو دادم هر نفس جانی به باد

گر ز من باور نمی‌داری صبا خواهد رسید

روی تو چون دید چشمم خون فشاند دم به دم

تا به رویم دیگر از دیده چه‌ها خواهد رسید

می گذشت از عرش هر شب ناله ام لیکن ز درد

گر رسد تا «سدره » امشب «منتهی » خواهد رسید

گر تو یک ره بر سر خاک نسیمی بگذری

صدره از روحش به گوشت «مرحبا» خواهد رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عمق عشق و درد فراق است. شاعر از عشق و حسرتی می‌گوید که با یاد معشوق در دلش زنده است و این احساسات به شدت او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او به بوی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که یاد او زندگی‌اش را مختل کرده و چشمانش از دیدن روی او پر از اشک و خون است. در نهایت، شاعر به امید دیدار معشوق و تأثیر نزول عشق بر روحش اشاره دارد و برای لحظه‌ای که معشوق به کنار مزارش بیاید، انتظار می‌کشد. کل شعر نمایانگر غم و شوق عشق و امید به وصال است.