نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۵ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید

حرف رندی بر سر سجاده می‌باید کشید

روی ننماید، چو بر آیینه باشد نقش زنگ

صورت آیینه دل، ساده می‌باید کشید

ناز ابروی کماندارش به جان و دل بکش

کاین کمان را عاشق افتاده می‌باید کشید

بر سرم روزی وصالش گفت خواهم پا نهاد

منت پایش به جان ننهاده می‌باید کشید

هرچه از یار آید ای دل تا که جان داری چو شمع

بر سر عهدش به جان استاده می‌باید کشید

در غم رویش ز چشم درفشان هردم مرا

ماجرای اشک مردم‌زاده می‌باید کشید

می‌کشیدم دل به زلفش سر ز من پیچید و گفت

هردو عالم در بهایش داده می‌باید کشید

تا خجالت‌ها کشد سرو از قد خود در چمن

صورت آن قامت آزاده می‌باید کشید

دور قلاشی و رندی آمد ای دل جام می

از لب ساقی چنین آماده می‌باید کشید

حامل سجاده را ای رند صاحبدل بگو

کان لعل آمد چرا سجاده می‌باید کشید

ای نسیمی چون زمان مستی و جام می است

با حریفان موحد باده می‌باید کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شعر حافظ به فضایل می‌نوشی و عشق اشاره دارند. شاعر از ساقی می‌خواهد که باده بنوشاند و در عین حال به خوش‌گذرانی و رندی پرداخته شود. او می‌گوید که باید در سجاده صبر و وفا به عشق جاودانه پایبند بود و هرچه از یار بیاید، آن را با جان و دل پذیرا باشد. همچنین احساس شوق و انتظار وصال یار را بیان می‌کند و می‌گوید که عشق او هر دو جهان را ارزشمند ساخته است. در نهایت، به جشن و می‌نوشی با دوستان اشاره می‌کند و از زیبایی‌های زندگی و لذت از عشق یاد می‌کند.