شمارهٔ ۱۹۹ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
صورت خود یافتیم آیینه اشیا شدیم
تا شدیم از نکته چون عیسی و موسی باخبر
نوح را کشتی و اهل شرک را دریا شدیم
چون کمال معرفت گشتیم از فضل اله
عالم تعلیم علم علم الاسما شدیم
در محیط قل هوالله احد گشتیم غرق
لاجرم در ملک وحدت واحد و یکتا شدیم
صورت نقش من و او در میان سرپوش بود
چون بدین معنی رسیدیم از گلی پیدا شدیم
چون به سر کنت کنزا ما به حق بردیم راه
همچو خورشید از دل هر ذرهای گویا شدیم
ما چو عنقای ازل بودیم در قاف قدیم
نقل جا کردیم از آنجا، این زمان اینجا شدیم
نقطه پرگار هستی بیسر و پا یافتیم
زان جهت چون دور دایم بیسر و بیپا شدیم
چون نسیمی یافت در هر دو جهان مقصود خویش
بینیاز از کام امروز و غم فردا شدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف یک تجربه معنوی و شناختی میپردازد که در آن فرد به حقیقت وجود دست مییابد و از طریق آگاهی و معرفت به مقامهایی چون عیسی و موسی میرسد. شاعر به تغییر و تحول در وضعیت روحی و باطنی خود اشاره میکند و بیان میکند که چگونه از طریق علم و آگاهی به وحدت و یگانگی دچار شده و از محدودیتهای دنیوی رها میشود. او به حالتی از آزادی و بینیازی نسبت به مسائل روزمره و نگرانیهای آینده دست مییابد. در کل، این متن نمایشگر سیر تحول روحی و درک عمیق از حقیقت است.