شمارهٔ ۲۰ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کعبه جمال توام قبله صلات
حسن رخ تو داده به خورشید و مه زکات
ذرات کاینات به مهر تو قایمند
چون عالم صفات که قایم بود به ذات
ادراک حسن روی تو خفاش کی کند
ای آفتاب روی تو مستجمع صفات
روشن شد اینک روی تو در لات دیده اند
آنان که در کنشت پرستیده اند لات
از نازکی رخ چو مهت بر بساط حسن
لیلاج عقل را به دو منصوبه کرده مات
در کاینات غیر تو کس را وجود نیست
ای یافته وجود به ذات تو کاینات
شرک است در طریق حقیقت دویی، ولی
ما خضر تشنه ایم و تویی چشمه حیات
دم درکش از بیان لب لعلش ای خرد
کافزون ز وسع کوزه بود دجله و فرات
زلفش به راستی شب قدر است و راست است
گر خوانمش به وجه دگر لیلة البرات
آن کو زفضل حق چو نسیمی به حق رسید
شمع هدایت آمد و پروانه نجات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف جمال و عظمت خداوند و معشوق الهی است. شاعر کعبه را به عنوان قبله نماز و نشانه زیبایی معرفی میکند و جمال حق را برتر از همه موجودات میداند. او به تسلیم وجود کائنات در برابر جمال الهی اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند به درک تمام زیباییهای حق برسد. در آخر، شاعر به رابطه خود با خدا و تشنگی روحی برای درک حقیقت و نور هدایت اشاره دارد و به امید بهرهمندی از رحمت و هدایت الهی دعا میکند.