نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۴ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن

کار سر سهل است اگر کارم به سر خواهد شدن

ترک جان مشکل نباشد در ره عشقت مرا

کام دل حاصل به جان، ای جان اگر خواهد شدن

هر که را جان در سر زلف تو کردن کار شد

نیست امکان کز پی کار دگر خواهد شدن

رشته جان مرا زلف تو چندان تاب داد

کز غم رویت شبی چون شمع بر خواهد شدن

خون خور ای دل در طلبکاری که عاشق را مراد

گر شود حاصل، به صد خون جگر خواهد شدن

گر کشد چشمت ز ابرو بر دلم روزی کمان

پیش تیر غمزه ها جانم سپر خواهد شدن

من نخواهم کرد دست از دامن وصلت رها

گر زمین و آسمان زیر و زبر خواهد شدن

ای که می گویی بپوش از روی خوبان دیده را

این سخن در جان من کی کارگر خواهد شدن؟

آنچنان می نالم از عشقت که تا باشد خبر

خلق عالم را ز درد من خبر خواهد شدن

دست دولت بر سرم خواهد نهادن تاج بخت

با میانت گر شبی دست و کمر خواهد شدن

جان بیمار نسیمی از تن، ای آرام دل

بی قرار از فرقت رویت به در خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با مضامین عشق و فراق سروده شده و احساسات عمیق عاشق نسبت به معشوق را به تصویر می‌کشد. شاعر به زیبایی به دلایل درد و رنجی که از عشق متحمل می‌شود، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشق به محبوبش زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. او اعتراف می‌کند که حتی اگر جانش در راه عشق از بین برود، این موضوع را عیب نمی‌داند و بر عشقش پافشاری می‌کند. در نهایت، شاعر به امید وصال و آرزوی فراغت از غم دوری از معشوق ادامه می‌دهد و عشق را به عنوان بزرگ‌ترین و گاهی دردناک‌ترین حقیقت زندگی‌اش تلقی می‌کند.