نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته‌ای

در گل آتش زده‌ای، آب سمن ریخته‌ای

چشم بد دور ز رویت که به گفتار فصیح

آب لؤلؤی تر و در عدن ریخته‌ای

ورق دفتر گل را به رخ ای لاله‌عذار

کرده‌ای ابتر و در صحن چمن ریخته‌ای

دست رنگین ز رقیبان بداندیش بپوش

تا ندانند که خون دل من ریخته‌ای

جرعه صافی ارواح مقدس بر خاک

به شراب لب یاقوت‌شکن ریخته‌ای

(خاک ره بر سر سرو چمن از فرط کمال

به سهی‌سرو قد ای سیم‌بدن ریخته‌ای)

به لب لعل و شکرخنده مرجان خوشاب

صدف چشم مرا در ز دهن ریخته‌ای

در کنار گل تر سنبل مشکین صنما

الله الله که چه با وجه حسن ریخته‌ای

ای نسیمی شده‌ای صاف‌تر از باده روح

به سر درد مگر دردی دن ریخته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفی زیبا از زیبایی و دلربایی محبوب است. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، به ویژگی‌های ظاهری و جذابیت محبوب خود می‌پردازد. او اشاره می‌کند که چگونه زیبایی محبوبش چون عطر سمن و گل‌های خوشبو در فضا پخش شده و تأثیر عمیقی بر دل و جان او دارد. در این ابیات، هم‌چنین به حسرت و درد دل شاعر اشاره شده که به خاطر دوری یا نرسیدن به محبوبش احساس می‌کند. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های ظاهری محبوب و تأثیر آن بر دیگران و محیط اطراف اشاره می‌کند.