شمارهٔ ۲۶۶ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باغ جنت از گل روی تو آیتی
وصف کمال حسن تو ما لا نهایتی
آب حیات از لب لعل تو جرعه ای
پیش لب تو قصه شیرین حکایتی
در هر نظر ز نقش خیال تو صورتی
در هر دلی ز مهر جمالت سرایتی
هر درد و هر غم از تو دوایی و شربتی
هر جور و هر جفا ز تو فضل و عنایتی
آنکو نکرد در طلبت نقد عمر صرف
بی حاصل ابلهی است و ندارد کفایتی
(پروانه حریم وصال تو عاشقی است
کز نور شمع روی تو دارد هدایتی)
با آنکه جور و ظلم تو با من ز حد گذشت
صد شکر می کنم که ندارم شکایتی
چون حسن با ملاحت اگر دارد اتفاق
زیبا بود دو پادشه اندر ولایتی
دارد نسیمی از همه عالم تو را و بس
ای اولی که هیچ نداری نهایتی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، با بیان احساسات عاشقانه و تمجید از معشوق، به زیبایی و کمال او میپردازد. شاعر از گل و آب حیات به عنوان نمادهای زیبایی و زندگی استفاده کرده و عشق و محبتش را نسبت به معشوق ابراز میکند. او به این نکته اشاره دارد که هر درد و غمی با وجود معشوقش درمان میشود و هیچگاه از محبتش شکایت نمیکند. در نهایت، شاعر معشوق را بینظیر و بیپایان میداند و وجود او را برتر از همه چیز معرفی میکند.