شمارهٔ ۲۶۷ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی
وی نور چشم مردم بینا! خوش آمدی
آن اولی که نیست ترا آخری پدید
پنهان ز جمله در همه پیدا خوش آمدی
سود و زیان و مایه بازار عاشقان
از بهر توست بر سر سودا خوش آمدی
بی چون و بی چگونه تو را یافتم، کنون
اندر لباس آدم و حوا خوش آمدی
از بود توست جمله جهان را وجود جود
ای جود بخش جمله اشیا خوش آمدی
اسماء و رسمها همه از تو عیان شده
باز از میان اسم نسیما خوش آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به استقبال از یک وجود یا حقیقت عالی و نورانی میپردازد که باعث زندگی و زیبایی در جهان است. شاعر به این موجود که روشنایی و آگاهی را به انسانها هدیه میدهد، خوشامد میگوید و او را منبع سود و زیان در بازار عشق میداند. این وجود، نه تنها در اسمها و فرمهای مختلف نمایان است بلکه در حقیقتی عمیق و پنهان نیز نهفته است. در نهایت، شاعر این حقیقت را منبع همهی وجودها و بخشندهی نعمتها معرفی میکند.