نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است

که دایم در خیال من لب و دندان جانان است

بیا ای طالب معنی! کنون بشنو به گوش جان

بیان از علم القرآن که الحق فضل رحمان است

«لباس سندس» حق را که آمد خلعت حوری

تو از «مدهامتان» برخوان که بر رخ خط ریحان است

ز «عینان نضاختان» بنوش این شیر چون امی

ز شرح سینه چون دیدی که جاری زان دو پستان است

چو عین سلسبیلی شد روان از خط زیر لب

بخور کاسی دو زان کوثر، علی چون ساقی آن است

درخت منتهی را جا (از آن) در این بهشت آمد

که سی و دو سخن از وی محیط چرخ گردان است

حیات جاودان جاری در این خلد است ز فضل حق

که یک قطره ز جوی او هزاران بحر عمان است

بیاور جام پرباده، الا ای ساقی ساده!

که تا ظاهر کند رمزی علی از حق که پنهان است

چو انس و جن شدند کافر، شدند یأجوج و هم مأجوج

از آن سدی که ذوالقرنین بر ایشان بست ایمان است

زمین بشکافت و شد ظاهر ز حق آن آیت دابه

مریض عشق را دیگر بجز مردن چه درمان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و غنای معنوی می‌پردازد. شاعر خود را به "مجمع البحرین" تشبیه می‌کند که پر از لؤلؤ و مرجان است و در عالم خیال به ویژگی‌های محبوبش اشاره می‌کند. او از خواننده می‌خواهد تا به عمق معانی قرآن گوش بسپرد و به فضل و رحمت الهی توجه کند. شاعر به لباس بهشتی و خوشبویی اشاره می‌کند و به نوشیدن شیر از چشمه‌های بهشت دعوت می‌کند. او از درختی در بهشت سخن می‌گوید که حیات جاودان را به ارمغان می‌آورد و بر اهمیت ایمان و حقیقت تاکید می‌کند. در پایان، شاعر به معضلات عشق و جستجوی انسان برای درمان اشاره می‌کند و به عمق اندوه و جدایی پرداخته و می‌پرسد که چه چیزی جز مرگ می‌تواند برای عاشق بیمار درمان باشد. به طور کلی، شعر بیانگر مفاهیم عرفانی، عشق و جستجوی حقیقت در زندگی است.