نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در عالم توحید چه پستی و چه بالا

در راه حقیقت چه مسلمان و چه ترسا

در صورت ما چون سخن از ما و من آید

در ملک معانی نبود بحث من و ما

در نقش و صفت نام و نشانی نتوان یافت

آنجا که کند شعشعه ذات تجلی

ذرات جهان را همه در رقص بیابی

آن دم که شود پرتو خورشید هویدا

در روی تو ار ذات بود غایت کثرت

وحدت بود آن لحظه که پیوست بدانجا

انجام تو آغاز شد، آغاز تو انجام

چون دایره را نیست نشانی ز سر و پا

بشناس تو خود را و شناسایِ خدا شو

روشن شود ای خواجه تو را سِرِّ معما

ور زانکه تو امروز به خود راه نبردی

ای بس که به دندان گزی انگشت، تو فردا

مستان الستند کسانی که از این جام

در بزم ازل باده کشیدند به یکجا

این است ره حق که بیان کرد نسیمی

والله شهیدا و کفی الله شهیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، مفهوم توحید و وحدت در عالم وجود بیان شده است. شاعر به برابری انسان‌ها، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، در حقیقت و جسته از خود بزرگ‌بینی اشاره می‌کند. او توضیح می‌دهد که در دنیای معنا، بحث من و ما بی‌معناست و همگی در یک حقیقت واحد قرار داریم. در لحظه‌ای که حقیقت نمایان می‌شود، همه ذرات جهان در یک رقص هماهنگ هستند و هرچند به ظاهر ما متفاوت به نظر می‌رسیم، در واقع ما همه بخشی از همان وجود واحدیم. شاعر از خواننده می‌خواهد که خود را بشناسد و درک کند که این شناخت، راه منتهی به شناخت خداست. او اشاره می‌کند که کسانی که در عالم ازل از جام حقیقت نوشیده‌اند، در واقع در حال وحدت با حقیقت هستند. در نهایت، شاعر به وضوح می‌گوید که این شناخت و راه حق از طریق الهام و بیداری روحی قابل درک است.