نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت

نقیض و عکس وفا و جفا گرفت و گذاشت

ز مهر و کین چو به نقصان نمی رسید کمال

طریق بغض و محبت رها گرفت و گذاشت

ز فرقت رخ و زلفش دل چو آینه ام

غبار ظلمت و فیض ضیا گرفت و گذاشت

ز روی ناز و تکبر نگار دلبندم

رسوم عشوه و ناز و وفا گرفت و گذاشت

هوای مهر رخش تا به سوی مه ره یافت

مزاج آتش و طبع هوا گرفت و گذاشت

دل شکسته ز دست تطاول زلفت

هزار بار عنان صبا گرفت و گذاشت

دوای درد محبت ز یار چون درد است

دلم وظیفه درد و دوا گرفت و گذاشت

دلی که زهد رها کرد و بوی عشق خرید

نسیم صدق و شمیم ریا گرفت و گذاشت

ز خانه گرچه نسیمی مقیم میکده شد

ره صواب و طریق خطا گرفت و گذاشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دلشکستگی و تضادهای عشق و محبت سخن می‌گوید. او از رفتارهای ناهمسو و متناقض معشوق خود و اثرات آن بر روح و روانش صحبت می‌کند. عشق و کینه، وفا و جفا، و زیبایی و زشتی در این شعر به‌طور همزمان وجود دارند. شاعر از رنج‌های ناشی از فاصله میان عاشق و معشوق می‌گوید و حالتی آینه‌ای از دل خود را که تحت تأثیر نور و ظلمت قرار دارد، به تصویر می‌کشد. در نهایت، او به انتخاب بین زهد و عشق اشاره دارد و به تقلید از اعمال معنوی و در عین حال رهایی از آن‌ها می‌پردازد. این تضادها نشان‌دهنده پیچیدگی‌های عشق و تلاش برای یافتن راه درست در زندگی است.