شمارهٔ ۷۱ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
زحمتی گر بود کردم بر تو آسان خیر باد
خیر بادی کوی یاران را که در روز وداع
رسم میباشد که میگویند یاران خیر باد
وه که میباید به ناکام از تو دل برداشتن
ورنه با جانان کجا هرگز کند جان خیر باد
دست هجران توام بس داغها بر جان نهاد
من نخواهم برد جان از دست هجران خیر باد
در بهار وصل بودیم و خزان هجر یار
کرد دورم از تو ای سرو خرامان! خیر باد
من چو سایه رو به دیوار عدم آوردهام
تو بمان جاوید ای خورشید تابان! خیر باد
میگذارد جان نسیمی یادگار و میرود
با دل پرخون و چشم اشکباران خیر باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از وداع و جدایی از محبوبش صحبت میکند. او به عشق و درد دل ناشی از جدایی اشاره میکند و با آرزوی خیر برای محبوبش، اعلام میکند که تحمل این هجران برایش سخت است. شاعر به یاد لحظات خوش در کنار محبوبش میافتد و به زیبایی او مانند خورشید اشاره میکند که اکنون دور شده است. در نهایت، با حسرت و اشک، از محبوبش خداحافظی میکند و آرزوی خیر و سلامتی برای او دارد.