نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشتاق گل از سرزنش خار نترسد

جویان رخ یار ز اغیار نترسد

عیار دلاور که کند ترک سر خویش

از خنجر خونریز و سر دار نترسد

آن کس که چو منصور زند لاف اناالحق

از طعنه نامحرم اسرار نترسد

ای طالب گنج و گهر از مار میندیش

گنج و گهر آن برد که از مار نترسد

گر بی بصری می کند انکار من از عشق

سهل است چه غم، عاشق از انکار نترسد

در حیرتم از چشم تو کان ترک سیه چشم

مست است و چه مستی که ز هشیار نترسد

در کار غم عشق تو، دانی که کند سر؟

آن عاشق سرگشته که از کار نترسد

در عشق تو بیم سر و جان است ولیکن

ای دلبر از اینها دل عیار نترسد

من عاشق شمع رخ یارم، چه غم از نار

پروانه دلسوخته از نار نترسد

اندیشه ندارم ز رقیبان بداندیش

از خار جفا عاشق گلزار نترسد

در سایه عشق ایمن از آن است نسیمی

کان شیردل از عشق جگرخوار نترسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت شجاعت و فداکاری در عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند گل و خار، عاشق و معشوق، و خطرات و چالش‌ها بیان می‌کند که باید از ترس و ناپسندها نترسید. او تأکید می‌کند که عاشقان واقعی در برابر مشکلات و خطرات عشق، مانند انتقاد و دشواری‌ها، باید با قوت قلب و اعتماد به نفس ایستادگی کنند. این پیام در نهایت به این معناست که عشق حقیقی مستلزم دلیر بودن و ریسک کردن است، و باید از موانع هراس نداشت.