شمارهٔ ۹۲ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
تمنای محال است این که خوبان را وفا باشد
به شوخی دل ز ما بردی و روی از ما نهان کردی
نباشد عیب، پرسیدن: ترا خانه کجا باشد
جهانی با خیالت عشق میبازند اگر روزی
براندازی نقاب از روی الله تا چهها باشد
دلم گم گشت در پیچ سر زلف پریشانت
نشانی ده که تا یابیم که این اقبال ما باشد
که یارد در سر زلف پریشان تو پیچیدن
اگر باشد چنین گستاخی از باد صبا باشد
فریب غمزه شوخت مرا سرمست میسازد
کس اندر دور چشم مست تو چون پارسا باشد
من آن خاک هوا دارم، فتاده بر سر کویت
که در هر ذره خاکم نهان مهر شما باشد
ز روی و موی مهرویان نگه دارد نظر زاهد
صوابی اندر او بیند که او عین خطا باشد
من آن خاک رهم اندر هوایش باد اگر روزی
غبارم از سر کویش برد چشم از قفا باشد
همه ذرات عالم را هوادار تو میبینم
سر مویی نمییابم که از ذکرت جدا باشد
چه پرهیزی ز روی آن صنم زاهد؟ نمیدانم
که پرهیز از چنین شکل و شمایل کی روا باشد
نسیمی را چو از هستی حجابی نیست در عشقت
معاذالله حجابی در میان ما کجا باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عشق و دلبستگی عمیق speaker به محبوبش پرداخته و به موضوعاتی چون وفا، جدایی و خواستههای ناممکن اشاره میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی در دنیا نایاب است و از محبوبش میخواهد که بعضی نشانهها یا مکانها را نشان دهد تا عشق و وفای او را بهتر درک کند. همچنین، او به زیبایی محبوب و تاثیر آن بر دل و جان خود اشاره میکند و میگوید که تمام موجودات جهان در محبت محبوبش به دنبال او هستند. نهایتاً، شعر سوالاتی درباره حجابها و تفکیکهای بین عاشق و معشوق مطرح میکند که در عشق واقعی وجود ندارد.