نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید

جور اغیار و جفای یار می‌باید کشید

تا میسر گرددت روزی مگر دیدار دوست

روزگاری حسرت دیدار می‌یابد کشید

زحمت اغیار می‌باید کشید از بهر یار

طالب گل را جفای خار می‌باید کشید

عاشقان را از برای عزت کم از حبیب

از رقیبان خواری بسیار می‌باید کشید

هر زمان بر چهره، خون دیده می‌باید فشاند

هردم از دل ناله‌های زار می‌باید کشید

قصه عشق و جنون خوش نیست در خلوت رفیق

رخت خود را بر سر بازار می‌باید کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره longing و آرزوی شاعر برای رحمت و محبت معشوقش است. شاعر از معشوق می‌خواهد که در زمانی مناسب به او توجه کند، چرا که دلش از حسرت عشق او رنج می‌برد. او با بیان احساساتش می‌گوید که امیدوار است شبی فرخنده باشد که معشوقش به او توجه کند و یکدیگر را ببینند. شاعر از جفاهای معشوق نیز سخن می‌گوید و در عین حال به تحمل غم‌هایش اشاره می‌کند و می‌پرسد که تا کی باید به این وضعیت ادامه دهد. در نهایت، او از معشوق می‌خواهد که در رحمت و محبت خود به او سریع‌تر عمل کند.