نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

کی به من رحم دگر خواهی کرد

وقت رحم است اگر خواهی کرد

دلم از حسرت لعلت خون شد

تا کیم خون به جگر خواهی کرد

وه چه فرخنده شبی خواهد بود

که به من نیز نظر خواهی کرد

سوی هر کس نگری دارم چشم

با من آن شب که سحر خواهی کرد

بر گمان از تو جفا چند کشم

که وفا نیز مگر خواهی کرد

چه ضرر این که به هیچم نخری

غایتش هیچ ضرر خواهی کرد

روزگاریست که می نالم کی

آخر ای ناله اثر خواهی کرد

گر نخواهی ز غمش مرد رفیق

صبر بر غم چه قدر خواهی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق را بیان می‌کند. او احساس می‌کند که در absence معشوق، زندگی بی‌معناست و اگر به کسی غیر از او دل ببندد، به ضرر خود خواهد بود. شاعر بیان می‌کند که حتی در برابر زیبایی‌های دیگر، تنها عشق معشوقش برایش معنا دارد. او به شدت از دوران جدایی می‌ترسد و خواهان این است که هیچگاه دلش را به غیر او نسپارد. عشقش آن‌قدر عمیق است که تمام احساساتش به معشوق وابسته است و در صورت عدم وفاداری، خود را به تلخی و غم می‌بیند.