شمارهٔ ۱۱۵ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
چو بیماری که دارد بیم جان بیمار هم دارد
ندارم زهره تا گویم بکش یکبار [و] فارغ کن
وگرنه قاتل من رحم این مقدار هم دارد
من و جورش که مخصوص منست آن مرحمت ورنه
چه کار آید مرا لطفی که با اغیار هم دارد
اگر بسیار کم دارد وفا یارم بحمدالله
جفائی از وفا به دارد و بسیار هم دارد
مکن از گریه ناصح منع عاشق با دل پرخون
دل پرخون که دارد دیده ی خونبار هم دارد
به محفل بنگرد تا جانب اغیار پی در پی
به هر گاهی نگاهی سوی من ناچار هم دارد
به بالین رفیق از لطف بنشین لحظه ای دیگر
که جانش بر لب است و حسرت دیدار هم دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زیباییهای الهی است. شاعر از بهرهمندی از محبت و نعمتهای خداوند صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر همه زیباییهای دنیا را داشته باشیم، عشق و هدایت الهی بینظیر است. او همچنین به کیفیت یادگیری از معلمی بزرگ و تأثیر عشق در زندگی اشاره میکند و به مضرات بیخبری از این نعمتها میپردازد. در نهایت، شاعر آرزو دارد که غم و اندوه به دل شاد او نرسد.