نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لعل جانان یارب از جان ساختند

یا که جان از لعل جانان ساختند

مرده را جان می دهد لعلش مگر

لعل جان از آب حیوان ساختند

یارب این حور است مثل آدمی

یا پری را شکل انسان ساختند

زان خط و خال آه، کاحوال مرا

همچو زلف خود پریشان ساختند

ساختند آنان که روی و موی تو

صبح وصل و شام هجران ساختند

در دلم دادند جا عشق تو را

گنج در ویرانه پنهان ساختند

جامه ی صبر مرا دور از تو چاک

از گریبان تا بدامان ساختند

عشق را نازم گر آن بر من رفیق

هر چه مشکل بود آسان ساختند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید اگر دل دلدارش نسوزد، شمعی که در حال سوختن است، از سوزش پروانه نگران نیست. او به دنبال درمان دردهایش است و از محبت مسیحا (نجات‌بخش) در جستجوی آرامش است. او همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید هر کسی که خواهان عشق و زیبایی باشد، باید با مشکلات و دردها نیز دست و پنجه نرم کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق و زیبایی در کنار درد و رنج وجود دارند و زندگی همیشه با چالش‌هایی همراستا است.