شمارهٔ ۱۱۶ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
غافل مشو از حسن خداداد خداداد
گر پر شود از لیلی و شیرین همه عالم
مجنون خدا دادم و فرهاد خداداد
آموخت به طفلی چه قدر شیوه ندیدم
استاد به استادی استاد خداداد
خواهم همه با خود ستم او که نیابد
جز من دگری لذت بیداد خداداد
اول قدم از پا فکند سرو روان را
مستانه خرامیدن شمشاد خداداد
آمد به لبم ارچه رفیق از غم او جان
یارب نرسد غم به دل شاد خداداد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عاشقانه و غمانگیز است که بیانگر درد و رنج عاشق در عشق به معشوق است. شاعر به توصیف بیمهری و بیتوجهی معشوق میپردازد و احساس ناکامی و ناامیدی خود را به تصویر میکشد. او از دل سنگین خود و حسرتی که از عشق میکشد میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی گاهی اوقات بهایی کوچک، مثل یک بوسه، میتواند تمام وجودش را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر بر این عقیده است که عشق واقعی کلماتی بزرگتر از آنچه که معمولاً گفته میشود، دارد و شب را به عدم وجود روشنی و امید تشبیه میکند.