شمارهٔ ۱۱۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
کز دل به لبم ناله ی جانکاه نیامد
در خانه ام آن ماه نیامد عجبی نیست
در خانه ی درویش اگر شاه نیامد
بر هر سر راهی که مرا دید از آن پس
بار دگر آن شوخ از آن راه نیامد
گاهی بر من آمدی آن ماه ولی غیر
تا کرد ز حال منش آگاه نیامد
نشیند کسی ناله ی زارم شب هجران
کز نالهی جان سوز منش آه نیامد
دیگر چه به او نامه فرستم که فرستاد
صد نامه که می آیم و آن گاه نیامد
گم گشت رفیق ار به ره عشق عجب نیست
هر کس به سفر رفت از این راه نیامد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به درد و رنج عاشقی اشاره میکند و از عشقی سخن میگوید که قادر است یکدیگر را از غم و جفا رها کند. او آرزو دارد که معشوقش نیز مانند او به محبوبش عشق بورزد و برایش دلسوزی کند. شاعر خواهان این است که درد عاشقی با احساسات و محبت آمیخته شده و معشوق به یاد و خاطر عاشقش بماند. در نهایت، او به دوست داشتن و وفاداری در عشق تأکید کرده و امیدوار است که معشوقش درکی از عشق و محبت پیدا کند.