نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

این ماه که جا به بام دارد

رویی چو مه تمام دارد

من نام ندانمش بگوئید

کاین ماه لقا چه نام دارد

از منظر دیده گرچه دور است

در خلوت دل مقام دارد

چون قامت او کجا بود سرو

نه جلوه و نه خرام دارد

سودای وصال می پزد دل

بیچاره خیال خام دارد

گر بنده سگ توام چرا غیر

در این سر کو مقام دارد

احوال رفیق می توان یافت

زین سوز که در کلام دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر فارسی‌زبان، به بیان احساسات عمیق و تناقض‌های درونی پرداخته است. شاعر از ضعف جسمانی و غم خود می‌گوید و احساس می‌کند که جوانی‌اش به زودی از دست خواهد رفت. او از تاثیر ناله‌اش بر دل‌ها صحبت می‌کند و به زیبایی‌های معشوقه‌اش اشاره دارد که برایش به مانند تیر و شمشیر است. شاعر همچنین از تفاوت‌های ظاهری معشوقه‌اش و خود سخن می‌گوید و در نهایت از دوستانش که در هند آماده‌ی سفر هستند یاد می‌کند و به زیبایی‌های صفاهان اشاره می‌کند. در کل، شعر تصویری از درد عشق، حسرت و زیبایی‌های زندگی را ارائه می‌دهد.