نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش آنکه مرا کشته به میدان تو یابند

چون گوی، سرم در خم چوگان تو یابند

گر زانکه بجویند شهیدان وفا را

صد کشته به هر گوشه ی میدان تو یابند

بر دیده نهند از سر تعظیم نکویان

خاری که ز دیوار گلستان تو یابند

عیسی نفسان چاشنی عمر ابد را

چون خضر ز سرچشمه ی حیوان تو یابند

بگشا گره از زلف گره گیر که عشاق

دلهای خود از زلف پریشان تو یابند

بخرام که شرمنده همه سرو قدان را

از جلوه ی شمشاد خرامان تو یابند

در عهد تو تنها نه رفیقست که هر جا

پیمانه کشی هست به پیمان تو یابند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و او را مانند یک شاه توصیف می‌کند که از میان جمعی از زیبارویان عبور می‌کند. هنگامی که محبوب از پیش شاعر می‌گذرد، بر او تأثیری عمیق و سوزاننده می‌گذارد. شاعر احساس تنهائی و درد ناشی از دوری محبوب را به تصویر می‌کشد و می‌گوید که زندگی بدون او برایش سخت و طولانی است. همچنین به یاد محبوب و تأثیر آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر لحظه‌ای از یاد او غافل شود، فراموشی برایش دشوار است. شاعر به تناقضاتی همچون گناه و بی‌گناهی و همچنین وضعیت اجتماعی خود به عنوان یک گدای عاشق در مقایسه با دنیا و زندگی محبوبش نیز اشاره می‌کند. در نهایت، بیان می‌کند که آرزوی او دیدن محبوبش است و دلیلی برای اشک‌ها و سوزش‌هایش.