نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نه ضعف تن ز جانم سیر دارد

غم آن نو جوانم پیر دارد

نوید کشتنم دی داد، امروز

نمی دانم چرا تاخیر دارد

چونی از خود تهی گشتم به دل‌ها

چونی زان ناله ام تاثیر دارد

به قصد جان من آن چشم و ابرو

یکی تیر و یکی شمشیر دارد

رخ ماه من و رخساره ی ماه

زمین تا آسمان توفیر دارد

کسی را کش تو میری کی به عالم

سر و برگ بت کشمیر دارد

رفیق آماده ی هند است اما

صفاهان خاک دامنگیر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و می‌گوید که وجود لعل (جواهر) جانان (محبوب) می‌تواند جان مرده را زنده کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عشق و زیبایی به انسان حالتی جدید می‌دهند و انسان را از غم و پریشانی نجات می‌دهند. شاعر از عشق خود به محبوب و دنیای پیچیده‌ای که این عشق برایش ایجاد کرده، سخن می‌گوید و از سختی‌ها و مشکلاتی که در پی این عشق متحمل شده، پرده‌برداری می‌کند. نهایتاً، او به این نتیجه می‌رسد که عشق می‌تواند هر مشکل و دشواری را آسان کند.