نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر چنین دلبر من آفت جان خواهد شد

بس جهاندیده که رسوای جهان خواهد شد

ور چنین خون شودم دل دل خونگشته ی من

همره اشک به کوی تو روان خواهد شد

زان پری پیکر اگر کاهد از اینگونه تنم

چون پری پیکرم از دیده نهان خواهد شد

می کنم از تو نهان عشق خود و می دانم

کآخر این راز نهان بر تو عیان خواهد شد

شد کنون سینه سپر تیغ ترا از پس مرگ

استخوانم به خدنگ تو نشان خواهد شد

شاد و غمگین مشو از راحت و محنت که اگر

می شود گاه چنین گاه چنان خواهد شد

توبه کردم چو شدم پیر و ندانستم حیف

که اگر باده خورد پیر، جوان خواهد شد

آنکه دارد سر سلطانی عالم چو رفیق

از گدایان در پیر مغان خواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و یاد محبوبش اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که هیچ کس در دلش جز یاد معشوق جایی ندارد و این یاد چنان قوی است که احساساتی عمیق و سوزانی را به همراه دارد. شاعر از آتش عشق سخن می‌گوید که او را می‌سوزاند و در مقایسه با دیگران، عشقش را منحصر به فرد می‌داند. او به رقبایش می‌گوید که نمی‌توانند معنای واقعی عشق را درک کنند، چرا که عشق او با عشق آنها متفاوت است. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که تنها یاد محبوب در دلش جا دارد و نه یاد کسی دیگر.