شمارهٔ ۱۲۷ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
نیست چندانی که آن مه مهربان من شود
بی تو ای آرام جان تنها به کنج بی کسی
جز خیالت کیست تا آرام جان من شود
خانه ی دل را ز یاد غیر خالی کرده ام
جای آن دارد که یارم میهمان من شود
من که راز عشق را از یار می دارم نهان
مدعی کی آگه از راز نهان من شود
جان دهم از درد پیش او ننالم تا مباد
خاطر او رنجه از آه و فغان من شود
این غزل مقبول اهل طبع می گردد رفیق
گر قبول طبع یار نکته دان من شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و عاشق به میدان عشق و زیبایی مینگرد. او به این موضوع میپردازد که اگر جانش را در این مسیر از دست بدهد، خوشحال است زیرا دیگران نیز به عظمت و زیبایی معشوق پی خواهند برد. شاعر به وفاداری و ارادت به عشق اشاره میکند و میگوید که حتی در گوشههای مختلف میدان عشق، آثار فداکاری و شوق را میتوان دید. او همچنین از زیباییهای معشوق صحبت میکند و احساسات عمیق عاشقانهاش را با زبانی شاعرانه ابراز میکند. در کل، این شعر نشاندهنده عشق عمیق و ارادت به زیباییهای معشوق است.