شمارهٔ ۱۴۰ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز ما ترک سهیقدان رعنا برنمیآید
اگر از غیر برمیآید از ما برنمیآید
تنم شد خاک و در دل خارخار گلرخان باقی
گلم از گل برآمد خارم از پا برنمیآید
به ناکامی نمودم عمر صرف وی ندانستم
که برمیآید از وی کام من یا برنمیآید
مکن چندین تمنای محل وصل او ای دل
که این گوهر ز کان وین در ز دریا برنمیآید
رفیق از جسم برمیآیدم این جان غمپیشه
خلاصم میکند زین غصه اما برنمیآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر شعری عاشقانه و غمانگیز است که شاعر به توصیف معشوق خود، ماه میپردازد. او از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید و احساس درد و ناراحتی ناشی از دوری از او را بیان میکند. شاعر با تشبیهات مختلف، بار غم خود را به کوه و خود را به کاه قیاس میکند و نشان میدهد که چگونه تحمل این بار سخت است. همچنین، از سوز و آه دل خود به خاطر دوری میگوید و اشاره میکند که هر هفته دوری او، مانند یک سال میگذرد. در بخشی دیگر، به مهمانیهایی اشاره میکند که با معشوق در آن حضور دارد و بیان میکند که این لحظات چقدر ارزشمند و لذتبخش هستند. در نهایت، شاعر بر لزوم عشق و وصال تأکید میکند و نشان میدهد که حتی در مهمانیها و خوشگذرانیها، تنها بودن بدون معشوق برای او قابل تحمل نیست.